بی خودی
FUTURE FOR ALL PEAPLE
هیچ چیز آخرش آنطوری که می خوای نمیشه شاید به قول هدایت ما فقط خودمون رو مشغول می کنیم تا بگذره ...
هر چه گشتم هیچ دیواری
نام من را
بر میان چهره اش نقش نبسته
من که هستم ؟
آفتابی در میان شب ؟
روزگاری دیر پاینده ؟
خیالی پوچ از افلیج بی نامی ؟
من چه هستم ؟
پر از تردید رفتن و ماندن
اینگونه تا کجا می توان پرید ؟
پاییز هم رنگ و بوی پاییز ندارد افسوس به دل من که عاشق باران است ...
Halftone تصویری که به وسیله نقاط تاریک و روشن ساخته شده
Pixel : نشان دهنده یک نقطه از تصویر گرافیکی می باشد
Pixel Depth:معرف عمق پیکسل است
Resize: به معنای تغییر اندازه عکس است . باید در این هنگام دقت شود تا تصویر مناسب و درست تغییر اندازه پیدا کند در غیر این صورت لبه های کار یا خود تصویر دچار مشکل افت کیفیت می شود
Resolution : به معنای وضوح و روشنایی تصویر است که از کیفیت عکس بر می آید .
Typography: هنر استفاده از نوشتار در هنگام چاپ است .
rasterize: هنگام باز کردن یک فایل وکتور در برنامه های بیت مپ با این پیغام مواجه خواهید شد که از شما می خواهد فایل را rasterize کنید .
modeling:مدل سازی یک از اصولی ترین کارها بویژه در طراحی سه بعدی است .
texturing:بافت .به مجموعه ای از اشکال که برای پر کردن درون اشکال از آن استفاده می شود و از بافت پارچه الگوبردای شده است اما می تواند هر چیزی حتی اشکال طبیعی باشد.
paint tool:ابزار های نقاشی که تعداد آنها بستگی به نوع برنامه ی شما دارد . با این ابزارها مانند براش یا قلم و مو و یا سایر ابزارهای دیگر شما قادر به کشیدن طرح و نقاشی درون صفحه خواهید بود
getting around:گرفتن محدوده .
scene:نمایش در برنامه های متحرک سازی به بخشی از برنامه که محل نمایش یک جز(در زمان بندی کار) می باشد . شما می توانید از scene مختلف برای ایجاد فضاهای متفاوت استفاده کنید.
outline:خط بیرونی که در اشکال و یا اشیاء وجود دارد و برای خود یک سری خصوصیات مانند رنگ - سایز و ... را دارا است .
channelbox:این جعبه شامل کانال های مختلف ی است مانند ار جی بی یا رنگ قرمز و ...
command line:خط فرمان در برنامه هایی مانند مایا که احتیاج به نوشتن اسکریپت ها و سایر فرامین است از آن استفاده می شود.
time line:نشان دهنده زمان در برنامه های انیمیشن سازی است
layers:لایه ها بخش بسیار مهمی از کار در تمام برنامه های گرافیکی می باشند شما می توانید با استفاده از لایه های مختلف در تسریع و بالا بردن کیفیت کار و همچنین نظم عملکردی کار خودتان سرعت و دقت ایجاد کنید
perspective:بعد دهی فضای طراحی که باعث عمق گرفتن تصویر و طرح می شود را می گویند که در واقع یک پدیده ایتالیایی است و برای اولین بار در نقاشی نقاشان ایتالیایی دیده شد.
lm(left mouse) گاه بجای نوشن کلیک چپ موس از lm به اختصار یاد می شود که معنای آن همان کلیک چپ است
rm(right mouse)گاه بجای نوشن کلیک راست موس از rm به اختصار یاد می شود که معنای آن همان کلیک راست است
mm(meddle mouse)گاه بجای نوشن کلیک میانی موس از mm به اختصار یاد می شود که معنای آن همان کلیک میانی است
cui(graphic user interface)این کلمه ای اختصاری است در برنامه ها و کتاب های آموزشی که به جای نمایی بیرونی گرافیک برای کاربر از آن یاد می شود
snap:چفت شدن یکی دیگر از مزیت های خوب برنامه های گرفیکی است تصور کنید که یک جسم را بخواهید درست در جاهای مشخصی از صفحه قرار دهید آنگاه صفحه را با کمک خطوط راهنما تقسیم بندی کرده و خاصیت اسنپ این امکان را به شما می دهد که بلافاصه بعد از نزدیک شدن به خطوط شی به آنها بچسبد و کار را دقیق تر انجام دهید . شما می توانید اسنپ را بر مبناهای مختلفی تعیین کنید .
gride line:خطوط راهنمای فرضی هستند که در طراحی به شما کمک می کنند . شما می توانید به وسیله این خطوط صفحه ی کار خود را بسیار دقیق تقسیم بندی کنید مثلا هر ۱ سانتیمتر به ۱ سانتیمتر.
nod - points: هر دو به نوعی به معنای نقطه است . هر شی و یا شکل در حقیقت از مجموعه ی همین نقاط به وجود آمده است .
select:عمل گرفتن یک یا چندین شی را سلکت کردن می گویند.
shortcut-hotkey: هر دوی آنها در اصطلاح به معنای کلید های میانبر است . گاهی چرخیدن در لابه لای ابزارها و یا قفسه ها بسیار سخت و گیج کننده است به همین دلیل ابزارهایی را که به طور مداوم مورد نیاز است را تنها با زدن یک کلید روی صفحه کیبرد در اختیار خواهید داشت .
rotate tool: ابزار چرخش همانطور که از نامش پیداست برای چرخاندن اشیا استفاده می شود
handles:در کنار هر شی در تمام برنامه های گرافیکی مربع های کوچکی دیده می شود که به آنها دستگیره گفته می شود شما با کمک آنها می توانید روی شی اعمال مختلفی را انجام دهید مانند کج کردن - چرخاندن و ...
backgrand:صفحه زیرین کار شماست که نمای پشت صحنه را نشان می دهد و باقی لایه ها روی آن قرار می گیرند
group: به عمل پیوند میان دو یا چند شی ء یا شکل در صفحه گروپ کردن می گویند . اشکال گروپ شده در مجموعه قرار می گیرند و شما می توانید آنها را با هم جابجا کنید اما بیاد داشته باشید که هم چنان هر کدامشان دارای خصوصیات فردی برای خود است .
ungroup:از گروه خارج کردن یا باز کردن اشکالی را که قبلا گروپ کرده اید می گویند .
group all:پیوند زدن تمام اشکال و اشیاء روی صحنه طراحی را گروپ آل می گویند.
work area:ما فضای کار را قبلا تعریف کرده بودیم اما محدوده ی کار در حقیقت به مقدار فضایی گفته می شود که شما قادر به استفاده آن خواهید بود . به طور مثال در هنگام چاپ لبه های کاغذ به مقدار کمی توسط گیره های به نام ناخنک گرفته می شود که طبیعتا دیگر رنگ نخواهد خورد این محدود از فضای کار شما خارج است و نمی توانید برای آن طرحی در نظر داشته باشید .
Anchor Point : در هنگام ترسیم یک طرح شما از نقاطی بر روی شکل خود استفاده می کنید که در بسیاری از برنامه ها دارای خاصیت تحرک است این نقاط دارای لنگری هستند می توانید با تغییر زاویه آن خط را منهنی - تیز - یا زاویه دار نمایید .
Breakapart: هر گاه بخواهید شکلی را که قبلا ترکیب شده (به وسیله شما یا از پیش ) تکه تکه کنید از این فرمان استفاده می کنید که در بیشتر برنامه ها کلید آن کنترل بی ctrl+b است
Baseline: در حقیقت همان خط کرسی ما در زبان فارسی است که به خطی گفته می شود که اشیاء یا در بیشتر موارد نوشته ها روی آن قرار می گیرند
Curve : منهنی در کنار سایر اشکال هندسی تعریف شده یکی از اشکال بسیار پر کاربرد است در حقیقت هر شی ء که جز اشکال تعریف شده نیست (بجز فت) یک کرو یا منهنی به حساب می آید (بجز استثناها)
Canvas Size : به سایز کامل صفحه که تمامی قسمت طراحی است گفته می شود شما باید در بسیاری از موارد این سایز را از پیش دانسته و آن را در ابتدای کار تنظیم نمایید .
CMYK Color Model : رنگ های چاپ چهار رنگ که در پیشتر درباره آن سخن گفته ایم
Color Palette: پالت رنگ جایگاهی است که از طریق آن در هر برنامه ی گرافیکی به رنگ های خود دسترسی پیدا می کنید . این بخش بسیار مهم بوده و برای انجام هر کاری باید از پالت مخصوص خود آن استفاده کرد (توضیح کامل در بخش آر جی بی )
Drop Shadow : سایه دادن یکی از کارهای بسیار کاربردی و تکمیل کننده طرح شماست به همین خاطر شناخت ابزار سایه زنی به عمق و کیفیت کار شما کمک می کند
Duotone : طرحی که به وسیله دو رنگ طراحی می شود که معمولا از رنگ سیاه و سفید استفاده می شود .
Element : هر چیزی که در طرح از آن استفاده می کنید از خط یا طرح یا عکس یک عنصر نامیده می شود که باید به کمک آن طرح نهایی خود را پیدا نمایید
Fill : پر کردن یک محیط بسته با رنگ که در هر برنامه دارای ابزارهای خاص خود می باشد
Filter : در فارسی نیز از آن استفاده می کنیم . در حقیقت اعمال یک سری موارد از پیش تعیین شده قابل دستکاری برای یک عنصر
Gradient : ابزاری که شما را قادر می سازد تا یک شیء را با دو رنگ (یا چند رنگ) متفاوت پر کنید .(رنگ آمیزی کنید)
Grid : خطوط فرضی که صفحه نمایش را به دو بخش عمودی و افقی تقسیم کرده و برای دقت در کار از آن استفاده می شود. شما می توانید واحد آن را خودتان انتخاب کنید مثلا بر مبنای میلیمتر و ...
Magic Wand Tool : ابزاری در فتوشاپ و برنامه های هم ردیف آن که به شما این اجازه را می دهد تا با انتخاب یک خصوصیت (رنگ) در تصویر سایر نقاط هم طراز و هم خصوصیت آن را بنا به درصد مورد درخواست خودتان انتخاب کنید . (گاهی کارهای زمان بر را تنها با یک کلیک انجام می دهد)
Margins Guidelines : خطوطی فرضی است که حاشیه ی صفحه ی کار شما را علامت گذاری می کند .
Master Page: به معنای صفحه ی اصلی است و باقی صفحات تابعی از آن هستند
Noise : نویز در حقیقت اغتشاش و یک نوع پیکسلایز کردن در تصویر است .
Style : به معنای روش است . به این معنا که شما می توانید برای عنصر خود خصوصیاتی رادر نظر گرفته و آن را ذخیره نمایید و هر گاه نیاز به اشیایی شبیه به آن را داشتید بدون کار مجدد تنها با استفاده از Style آن را طراحی کنید (روشی کار آمد که تنها با کار کردن با آن مزیت های آن را درک می کنید)
Opacity : درصد نمایش یک شی ء در صفحه است به این معنی که اگر شی را به صفر درصد برسانید محو شده و هر چقدر درصد را بالاتر ببرید دید آن روشن تر می شود تا در مرحله کامل آن به صد درصد برسد
در میان کوچه های شهر بی عابر
چنان سرگشته و غمناک می گریم
کز در و دیوار گویی بغض می بارد
من خموش و آسمان نالان
ابر دلگیر و من پر از باران
هیچ راهی تا رهایی نیست !
هیچ آغازی برای آشنایی نیست ؟